کزروس به کورش بزرگ گفت : چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به مردم و سربازانت می بخشی ؟!
کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟
گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت ...
سپس کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد !
سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید...
مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند !
وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود ...!
کورش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها می بودم .
زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد
*** یکی از شاگردان سقراط از وی پرسید: ازچه رو هرگز اندوهگینت ندیده ام؟ گفت از آن رو که چیزی را مالک نیستم که عدمش اندوهگینم کند...
کودک يهودي : پدر من به من گفته شما شرور، تروریست و حیوان صفت هستید
کودک فلسطيني: ولی پدر من چیزی بهم نگفته. آخه پدر تو اون رو کشته.
رابیندرانات تاگور با نمایندگان مجلس ایران 1932
در سال 1940 (هفت سال قبل از استقلال هندوستان) یکی از افسران بلند پایه انگلیس به رابیندرانات تاگور (شاعر برجسته هندوستان) گفت: در زیر سایه حاکمیت و قیومیت بریتانیای کبیر هندوستان افتخاری دارد، تلاش های آدمهایی نظیر گاندی، هندوستان را به گدایی و دریوزگی خواهد انداخت. تاگور خندید و گفت: «من از نخستین باری که در سال ۱۹۱۵ در شانتینیکتان میهمان ماهاتما گاندی بودم چندین بار از خصلت ها و آداب مردم ایران از او چیزهایی شنیده بودم تا اینکه هشت سال پیش ایران رفتم، مردم آزاده ایی را دیدم که برای استقلالشان جان می دهند و هیچ وقت در برابر کشورهای مهاجمی همچون انگلیس سر خم نکرده اند، من با گاندی موافقم و می دانم آزادی مردم هندوستان بیش از افتخاری که شما برای ما در نظر گرفته اید ارزش دارد».
در متن گویاست که ایرانیان چه تاثیر شگرفی بر باورها و مبارزات مردم هندوستان و بخصوص ماهاتما گاندی داشته اند ارد بزرگ اندیشمند کشورمان در مورد او می گوید : بارزترین و گرامی ترین گرایش گاندی، میهن پرستی او بود.
یک سال پس از این گفتگو تاگور درگذشت اما مردم هند به رهبری ماهاتما گاندی در ۱۵ آگوست ۱۹۴۷ برای همیشه کشورشان را از یوغ استعمار پیر انگلیس نجات بخشیدند.
سال 525 پیش از میلاد، سه سال پیش از غروب خورشید زندگی کورش هخامنشی پادشاه و فرمانروای ایران (ماد، پارس و پارت) و ملل تابعه در جشن مهرگان میزبان ریش سفیدان و بزرگان سراسر پهنه ایران زمین بود بزم باشکوهی که رایزنان و نمایندگان دیگر ملل شگفت زده از آن همه شکوه بودند . فرستاده ویژه اخموس (فرمانروا و فرعون مصر) دو دختر زیبا روی مصری با هدایایی دیگر پیشکش فرمانروای ایران نموده و شروع به ستایش دودمان هخامنشیان نموده و زیرکانه از دودمان ماد و مردم پارت، به تحقیر یاد کرد.
فرمانروای ایران گفت: من فرزند ماد، پارت و پارسم این یعنی ایران . آنگاه از سران ماد و پارت، که هر دو از کهنسالان بودند خواست آن دو دختر مصری را به عقد پسران جوان خویش در آورند . در طول سرگذشت دودمانهای تاریخی ایران، هیچ کجا ندیده ام یکی از این سه تبار ایرانی خود را قیوم دیگر تبارها و یا بی نیاز از آنها بداند. فرمانروایان ایران دیاکو (نخستین فرمانروای ایران - ماد)، کورش (فرمانروای ایران - پارس)، ارشک (فرمانروای ایران - پارت) نماد سه تبار جاویدان ایران هستند و پایه و ریشه چنین همبستگی جاودانه ایی، و از این روست که شکوهمندترین تاریخ دوران باستان از آن ایرانیان بوده است و همان گونه که ارد بزرگ برجسته ترین متفکر حال حاضر کشورمان می گوید : رویش نخستین تمدن باشکوه جهان، از گره خوردن سه تبار ایرانی ماد، پارس و پارت سرچشمه گرفته است .
در مورد فرعون مصر اخموش هم بگویم او را کمبوجیه فرزند بزرگ کورش هخامنشی از تخت به زیر کشید و به فرمانروایی ستمگر او پایان داد . سرنگونی اخموش دوره نوینی از آزاد زیستی و پایان برده داری را در آن سرزمین به ارمغان آورد . مورخین مصر و یونان تا توانسته اند از کمبوجیه به بدی یاد کرده اند که این خود گویای فرهمندی و پاکی کمبوجیه ایرانی است . کمبوجیه ایی که اسکندر تا پایان عمر می خواست همچون او باشد .
23 سپتامبر سال 542 ميلادي و در زمان پادشاهي خسرو انوشيروان، ارتش ايران شهر بندري سوخامي (تسوخامي) در آبخاريا را از روميان پس گرفت. رومي ها كه نام اين شهر (پايتخت كنوني آبخازيا) را به سباستوپوليس تغيير داده بودند پيش از عقب نشيني از شهر، بسياري از ساختمانها و ازجمله ارگ شهر را ويران ساخته بودند. ارگ ويران شده شهر كه بعدا براثر پيشروي دريا به زير آب فرو رفته است اخيرا توسط باستانشناسان شناسايي شده است. دولت ايران پس از اخراج روميان، به جاي مرمت عمارات خراب شده و در معرض خطر توفان دريايي، محله هاي تازه اي ساخت و بر شهر اضافه كرد. از جمعيت فعلي اين شهر كمتر از پنج درصدشان گرجي هستند و مابقي آبخيزستاني، روس، ارمني و .... ارتش ايران مركب از هنگهاي سوار زرهپوش (سربازان داراي روپوش فلزي و كلاه خود آهني) در اين عمليات روميان را از بندر باطوم (پترا) نيز بيرون راندند بگونه اي كه ديگر، رومي در قفقاز باقي نماند. برخي از مورخان رومي ادعا كرده اند كه به علت شيوع بيماري در نظاميان رومي بود كه پوليزاريوس به آنان دستور عقب نشيني داده بود. اين دومين نبرد ايران و روم در قفقاز در عصر خسرو انوشيروان بود و سرانجام روميان مجبور به پرداخت غرامت (طلا) شدند تا صلح برقرار شود. سوخامي تا صد سال پس از برافتادن دولت ساساني ايران به دست بازماندگان يك حكمران ايراني منصوب از جانب آنان دودمان اداره مي شد و در سال 736 به تصرف يك لشكر عرب درآمد.
به نوشته روزشمارتاريخ جهان، امير اسماعيل ساماني در ماه مه سال 900 ميلادي در شهر بخارا به خواست سران لشكرش كه اصرار داشتند به بغداد حمله كنند و به خلافت عباسيان پايان دهند پاسخ رد داد. شاه ساماني براي توجيه پاسخ خود، در يك اجتماع عمومي (اصطلاحا: بارعام) گفت كه بزرگترين برنامه ما بايد احياء زبان فارسي و فرهنگ نياكان باشد نه وسعت بخشيدن به قلمرو. اگر پيش از رسيدن به اين هدف كه واجب محض است، دست به لشكركشي به نقاط دوردست زنيم از هدف اصلي (احياء فرهنگ ملي) دور خواهيم شد. به علاوه ما با حمله نظامي به بغداد، دشمنان تازه براي خود خواهيم ساخت كه فعلا و در آغاز كار، به مصلحت ما نيست.
شاه عباس صفوى در شهر اصفهان با اندرونى خود سخت عصبانى شده و خشمگين مىشود ، در پى غضب او، دخترش از خانه خارج شده و شب بر نمىگردد ، خبر بازنگشتن دختر به شاه مىرسد ، بر ناموس خود كه از زيبايى خيره كنندهاى بهره داشت سخت به وحشت مىافتد ، ماموران تجسّس در تمام شهر به تكاپو افتاده ولى او را نمىيابند .
دختر به وقت خواب وارد مدرسه طلاّب مىشود و از اتفاق به درب حجره محمد باقر استرآبادى كه طلبهاى جوان و فاضل بود مىرود ، درب حجره را مىزند ، محمد باقر درب را باز مىكند ، دختر بدون مقدمه وارد حجره شده و به او مىگويد : از بزرگزادگان شهرم و خانوادهام صاحب قدرت ، اگر در برابر بودنم مقاومت كنى تو را به سياست سختى دچار مىكنم . طلبه جوان از ترس او را جا مىدهد ، دختر غذا مىطلبد ، طلبه مىگويد : جز نان خشك و ماست چيزى ندارم ، مىگويد : بياور ، غذا مىخورد و مىخوابد ، وسوسه به طلبه حمله مىكند ، ولى او با پناه بردن به حق دفع وسوسه مىكند ، آتش غريزه شعله مىكشد ، او آتش غريزه را با گرفتن تك تك انگشتانش به روى آتش چراغ خاموش مىكند ، مأموران تجسّس به وقت صبح گذرشان به مدرسه مىافتد ، احتمال بودن دختر را در آنجا نمىدادند ، ولى دختر از حجره بيرون آمد ، چون او را يافتند با صاحب حجره به عالى قاپو منتقل كردند . عباس صفوى از محمد باقر سؤال مىكند كه شب گذشته در برخورد با اين چهره زيبا چه كردى ؟ انگشتان سوخته را نشان مىدهد ، از طرفى خبر سلامت دختر را از اهل حرم مىگيرد ، چون از سلامت فرزندش مطلع مىشود ، بسيار خوشحال مىشود ، به دختر پيشنهاد ازدواج با آن طلبه را مىدهد ، دختر از شدت پاكى آن جوانمرد بهت زده بود ، قبول مىكند ، بزرگان را مىخوانند و عقد دختر را براى طلبه فقير مازندرانى مىبندند و از آن به بعد است كه او مشهور به مير داماد مىشود و چيزى نمىگذرد كه اعلم علماى عصر گشته و شاگردانى بس بزرگ هم چون ملا صدراى شيرازى تربيت مىكند !
موضوع عکس: غلامرضا تختی روبروی شاه ایستاده. سران کشوری و لشکری و امرای ارتش هم دور تا دور ایستاده اند. تختی در مقابل دیدگاه شاه، بازوبند پهلوانی کشتی ایران را کسب کرده. او حالا باید سرش را خم کند تا شاه، مدال را دور گردنش بیاندازد. اما نمی کند! شاه هم به روی خودش نمی آورد و دست هایش را بالاتر می برد و مدال را تقدیم می کند به مردی که هیچ گاه، سر خم نکرد.
چند واحد مسلح عرب كه مامور جلوگيري از بازگشت پيروز ساساني (پسر يزدگرد سوم) از چين به ايران شده بودند ششم ژانويه سال 663 ميلادي در سر راه خود، شهر بلخ يكي از چهار شهر بزرگ خراسان را تصرف كردند (مركز همان ساتراپي ايران كه يونانيان، «باكتريانا» نوشته اند).
«پيروز ساساني» به خواست پدرش يزدگرد سوم (كه در سال 651 ميلادي در مرو كشته شد)، براي جلب كمك نظامي تايزونگ، امپراتور چين از دودمان تانگ، از طريق كوههاي پامير (تاجيكستان امروز) به «چانگ آن» پايتخت آن زمان چين رفته بود كه در ايالت شيان واقع بود و بزرگترين شهر جهان بشمار مي آمد. چين كه در شمال شرقي فرارود (مرز امروز چين با تاجيكستان و افغانستان) با امپراتوري ايران همسايه بود همواره با ايرانيان مناسبات حسنه داشته است. «تايزونگ» پيش از رسيدن «پيروز ساساني» به «چانگ آن» درگذشته بود و پسرش «گائوزونگ» امپراتور تازه و سومين رئيس كشور چين از دودمان تانگ به پيروز مقام درباري داد، احترام بسيار كرد و در سال662 او را با يكي از ژنرالهاي خود به نام «پي شينگ جيان» با لشكري كامل روانه ايران كرد. «پيروز ساساني» پيشنهاد كرده بود كه اين لشكر تا سيستان (شهر زرنگ = زرنج و مركز ايالت نيمروز افغانستان امروز) با او باشد زيرا كه اطمينان دارد، ايرانيان پس از شنيدن خبر بازگشت وي، دسته هاي مقاومت تشكيل مي دهند و به ياري اش مي شتابند. ژنرال «پي» تنها تا شهر باستاني سغديانا (تاجيكها) به نام بالا سگون ( امروزه: توك ماك = توقماق واقع در قرقيزستان) با «پيروز» همراه بود و در اينجا دست به بهانه آوردن و تعلل زد و پيروز ساساني پس از نوميد شدن از حمايت نظاميان چيني، تنها با ايرانياني كه با وي بودند به منتهي اليه شمال شرقي ايران (سرزميني كه امروز تاجيكستان و شمالشرقي افغانستان را تشكيل مي دهد) بازگشته و دست به جمع آوري نيرو براي جنگ با اعراب زده بود و مردم هرات (بزرگترين شهر خراسان آن زمان) با شنيدن خبر بازگشت پيروز، بر ضد حكمران عرب شورش كرده و باعث نگراني اعراب حاكم بر ايران شده بودند كه چند واحد عرب را مامور متوقف ساختن «پيروز» و عقب زدن او به چين كرده بودند كه اين يگانها بلخ را تصرف كردند.
ادامه مطلب...
آخرین پادشاه ماد ، ایشتوویگو (به یونانی آستیاگ) بود. وی از ۵۸۵ تا ۵۵۰ پیش از میلاد حکومت کرد . روزی که با آرینیس (خواهر کرزوس، آخرین پادشاه کشور لیدیه) ازدواج کرد ، بزرگان ایران هدایای بسیاری برای آنها آوردند در میان همه هدایا ، هدیه هارپاگ (یکی از اشراف زادگان ماد ) بیشتر از همه خود نمایی می کرد تاج طلایی با سه رشته زنجیر بسیار زیبا که دو رشته تا روی شانه ها و زنجیره سوم که در پشت سر بود تا روی زمین بلندا داشت . آرینیس به همسرش گفت حتما کسی که این هدیه را به ما داده بسیار شما را دوست می دارد .
ایشتوویگو خندید و گفت پدرم هووخشتره همیشه به من هشدار می داد و می گفت : خائنین هدیه های بزرگتری برایت خواهند آورد .
آرینیس گفت چطور می توانید دشمنی در دربار داشته باشید ؟!
همسرش دستی بر رشته طلایی تاج آرینیس کشید و گفت در دربار بیشتر از بیرونش دشمن دارم ...
ارد بزرگ می گوید : ( دشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در درون سرای او جست و جو می کند ) . گفته می شود پس از قیام کوروش هخامنشی که فرزند ماندانا دختر ایشتوویگو بود ، هارپاگ در دربار سر به شورش برداشته و همانگونه که امپراتور ایران پیش تر گفته بود دشمنی نهان خویش را هویدا کرد .
یادآوری :
ایشتوویگو : این نام ریشه ایرانی دارد و به معنای نیزهگَردان است .
سي ام دسامبر سال 1911 روزي است كه براي نخستين بار چين داراي رئيس جمهور شد. در اين روز شوراي انقلاب چين، دكتر سون يات ــ سن Dr. Sun Yat - Sen رهبر انقلاب را به عنوان رئيس جمهور موقت چين بر گزيد. وی به امپراتور خردسال از دودمان «منچو» و ساير اعضاي خاندان سلطنت امان داد و اجازه داد كه در همان كاخ سلطنتي با دريافت مقرري معيّن به زندگي خود ادامه دهند، به اين شرط كه وارد توطئه بر ضد نظام جمهوري نشوند. «سون ـ یات ـ سن» سپس دستور داد كه تفويض اختيارات به آرامي صورت گيرد و مقامات اداري به تدريج و تنها درصورت ادامه فساد و يا ثبوت عدم لياقت و يافتن جانشين بهتر برايشان تعويض شوند و مقررّي آنان پس از عزل، در صورتي که پس از تغيير نظام حکومتي مرتکب جرم اداري و فعاليت ضد انفلابي نشده باشند قطع نشود و پرداخت آن طبق ضوابطی عادلانه که تدوین خواهد شد ادامه یابد. |
||
|
چهار روز پس از آغاز بهره برداري از نفت ايران توسط كنسرسيوم شركتهاي نفتي غرب و سه هفته بعد از ديدار شاه از آمريكا و دادن وعده پيوستن به اتحاديه نظامي غرب و 16 ماه پس از براندازي 28 امرداد، «لوي هندر سون» ديپلمات ضدشوروي آمريكا كه به معاونت خارجه اين كشور منصوب شده بود نهم ديماه 1333 (30 دسامبر 1954) تهران را ترك كرد. وي از سال 1951 (1330 هجري خورشيدي) سفير آمريكا در تهران و طبق نوشته ها، يكي از عوامل براندازي 28 امرداد 1332 بود. هندر سون كه در سال 1957 بازنشسته و در سال 1986 در يك خانه سالمندان در گذشت از سال 1922 وارد كار ديپلماتيك شده بود. وي 94 سال عمر کرد. |
سي ام دسامبر سال 1120 ميلادي فريدون شاه شروانشاه ( شاه منطقه اي در قفقاز جنوبي كه استالين آن را جمهوري آذربايجان نام نهاد) در جنگ با گرجستاني ها كشته شد و پسرش منوچهر برجاي او نشست. این خاندان كه از سوي دولت ساسانيان به حكومت قفقاز جنوبي منصوب شده بودند پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی ایران، با حفظ زبان پارسی و دین زرتشتی به حکومت خود بر آن منطقه (از قرن سوم میلادی ـ دوران اردشیر پاپکان تا سال 1538) ادامه داده بودند که مورخان از آنان به عنوان دودمان شروانشاهيان (شیروانشاهیان) یادکرده اند. این دودمان اواخر قرن هفتم ميلادي هنگامی که قلمرو خودرا معرض حمله یک فرمانده نظامی عرب دید با او سازش کرد و به همینگونه قرنها بعد با مغول و تیموریان، ولی دربرابر حملات شيخ جنید و شيخ حیدر پدر بزرگ و پدر شاه اسماعیل صفوی مقاومت کرد که هر دو در جنگ کشته شدند. شاه اسماعیل در سال 1501 به انتقام خون پدر بزرگ و پدر، باکو پایتخت شروانشاهان را تصرف و کاخ و گورستان سلطنتی آنجارا ویران ساخت. شاه طهماسب پسر شاه اسماعیل بود که دودمان شروانشاهیان را در سال 1538 برانداخت و برادر خود القاص میرزا را بر جای آنان نشاند. خاقانی و نظامی از شعرای معروف دوران شروانشاهیان هستند. پایتخت شروانشاهیان نخست شماخی بود که آن را به باکو منتقل کرده بودند.
کمبوجیه پسر بزرگ کوروش هخامنشی مردی شجاع و بی نهایت زیبا و قوی پنجه بود. پس از مرگ پدر به قصد آرام کردن غرب امپراتوری ایران که همواره دچار حمله یاغیان و شورشیان بود عازم مصر و آفریقا شد در سال ۵۲۱ (پیش از میلاد) گئومات مغ از اعتماد برادر کمبوجیه سوء استفاده نموده و بردیا را مسموم ساخته و او را از پای در آورد. در این زمان کمبوجیه مصر را فتح نموده و در سرحدات آفریقا (شمال تونس و لیبی امروزی) می تاخت. گئومات برخی از جنایت پیشگان را اجیر کرده و به جان رییش سفیدان و بزرگان ایران افتاده و آنها را با ترفندهای گوناگون از پای در می آورد. یکی از رییش سفیدان که به راز گئومات پی برده بود به پسر بزرگ خویش جریان را گفت و از او خواست خودش را به سپاه ایرانزمین برساند و توطئه گئومات را بر ملا سازد و از پسر خواست زود عازم این سفر طولانی شود و گفت حتما دیر یا زود گئومات به سراغ من هم خواهند آمد چون آنها به رسم یونانیان ، وجود بزرگان عشایر را تحمل نمی کنند تا بدین گونه همه مردم را به زیر یوغ خویش کشند. به قول اندیشمند کشورمان ارد بزرگ : نخستین گام بهره کشان کشورها ، ابتدا نابودی بزرگان و ریش سفیدان است و سپس تاراج دارایی آنها. پسر آن ریش سفید شب روز تاخت و اسبهای بسیاری در این سفر از پای در آمدند تا خودش را به صحرای خشک سینا رسانید در بین راه گرفتار یاغیان و دزدان شد و گریخت هر چند سه تیر زهرآگین بر دست و پشتش فرود آمد در سیاهی شب به پشت دروازه خاوری مصر رسیده بود با خون خود بر دروازه شهر نوشت (( بردیا کشته شده است )) کمبوجیه چون خبر مرگ برادر را شنید به سوی پایتخت تاخت بدبختانه در نزدیکی دمشق با مکر و سم دیو سیرتان از پای درآمد.
یونانیان به رهبری تاریخ نویسانی همچون هردوت بسیار کوشیدند کمبوجیه را نفی و بد جلوه دهند حتی به دروغ گفتند او با خواهر خویش ازدواج نموده و حتی او را کشته است بسیاری از دروغ های دیگر تا بدین گونه ایرانیان را از داشتن جوانی رشید و فرهمند تر از اسکندر محروم سازند. و شوربختانه هنوز هم بسیاری این تهمت ها را نقل قول می کنند همانند تهمت قتل سورنا به دست ارد اشکانی ، که اینها همه دروغ است و دلیل این تاریخ سازی های یونانیان و رومیها ، نابود کردن اسطوره های عزت و سربلندی تاریخ ایران است. اسکندر مقدونی در روزهای آخر عمر خویش می گوید : آرزو داشتم همچون کمبوجیه در جوانی جهانگشایی کنم اما سرزمینی که من فتح کردم یک ساتراپ (ایالت) کمبوجیه هم نشد.
یونانیان و رومیها از هر پادشاه ایرانی ضربه مهلک تری خورده اند برایش جنایت نویسی !های بیشتری کرده اند همانند کمبوجیه ، خشایارشاه ، ارد دوم و...
قیام مختار ثقفی به خونخواهی شهدای کربلا 12 ربیع الاول آغاز و بواسطه آن مختار بسیاری از جنایتکاران کربلا را به هلاکت رساند.
مختار بن ابى عبیده ثقفى و خاندان مبارز وى ، به ویژه عمویش سعد بن مسعود، همگى از علاقمندان امام علی (ع) و فرزندانش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و ازطرفداران و محبان اهل بیت بودند.
در آغاز قیام امام حسین(ع)، مختار از هواداران اصلى آن حضرت در کوفه بود و به شدت با حکومت یزید مخالفت مىورزید و هنگامى که مسلم بن عقیل، نماینده امام حسین وارد کوفه شد، در خانه مختار، منزل گزید و از همین جا، قیام ضد اموى را رهبرى مىکرد ولى در روز قیام مسلم بن عقیل که پیش از موعد مقرر به وقوع پیوست مختار در کوفه نبود و زمانى به کوفه برگشت که مسلم بن عقیل، شهید و عبیدالله بن زیاد بر شهر تسلط کامل یافته بود و مختار به محض ورود به شهر دستگیر و زندانى شد و با بزرگانى از شیعه، هم چون میثم تمار، عبدالله بن حارث و بسیارى از دوستداران اهلبیت در زندان، هم بند شد و روحیه رزمى تازهاى یافت.
ادامه مطلب...
سوم مارس 1857 انگلستان و فرانسه به چین اعلان جنگ دادند و جنگ دوم تریاک آغاز شد که تا سال 1860 ادامه یافت و به شکست نظامی چین انجامید. در جریان این جنگ، قدرت های جهانی دیگر به انگلستان و فرانسه پیوسته بودند. طبق قراردادهای پایانی این جنگ، دولت وقت چین که از توان نظامی کافی برخوردار نبود قبول کرد که تجارت تریاک انگلستان با چین قانونی شود که نتیجه اش اعتیاد چینی ها بود. طبق این قراردادها، دولت چین موافقت کرد که بنادر خودرا به روی قدرت های وقت بازبگذارد، از واردات این کشورها عوارض گمرکی نگیرد، مانع مهاجرت کارگران «پرکار و ارزان مزد» چینی به آمریکای شمالی (کانادا و ایالات متحده) و مستعمرات قدرتها نشود، کشتی های نظامی آنان بتوانند وارد بنادر چین شوند، مانع فعالیت مروجّین مسیحیت نشود و هرگونه قرارداد به زبان انگلیسی نوشته شود. مورخین معاصر نوشته اند که تسلیم چین به این شرایط باعث رشد امپریالیسم شد، به همانگونه که پس از فروپاشی شوروی نیز فعالیت های امپریالیستی شدت گرفت. نخستین جنگ تریاک، تنها میان چین و انگلستان روی داده بود زیرا که چینی ها تریاک ها انگلیسی ها را که از هند به چین صادر می شد به دریا ریخته بودند. در این جنگ «هنگ کنگ» چین به تصرف انگلستان درآمده بود.
دهم مارس 1804 و در شهر سن لوئی آمریکا، مراسم تحویل مالکیت دو میلیون و 147 هزار کیلومتر مربع از سرزمین آمریکای شمالی (تقریبا یک و نیم برابر وسعت ایران) از جانب دولت فرانسه به دولت واشنگتن برگزار شد. تا آن زمان بخش میانی آمریکای شمالی (طرفین رود می سی سی پی) متعلق به فرانسه و بخش غربی و فلوریدا (جنوب شرقی) وابسته به اسپانیا بود و دولت واشنگتن تنها مناطق 13 گانه انگلیسی نشین شرق آمریکا را در کنترل داشت. توماس جفرسون رئیس جمهور وقت که در جریان اوضاع فرانسه (به دلیل اقامت نسبتا طولانی قبلی در پاریس) قرارداشت و می دانست که ناپلئون برای ادامه جنگهایش به پول نیاز دارد آمادگی آمریکاییان برای دادن وام به فرانسه را به او اعلام کرده بود و چون این وامها از سه میلیون و 750 هزاردلار طلا گذشت به ناپلئون اشاره خرید متصرفات فرانسه در آمریکای شمالی را داد که در قرن هجدهم به نام لوئی چهاردهم پادشاه وقت فرانسه به «لوئیزیانا» اسمگذاری شده بودند. ناپلئون که توجه به متحد کردن اروپاییان قاره ای (بدون انگلستان) زیر پرچم خود داشت حاضر به فروش شد و پس از چانه زنی، لوئیزیانای فرانسه که اینک 14 ایالت آمریکا را از مونتانا و داکوتاها تا میسوری و اوکلاهما تشکیل می دهند به 15 میلیون دلار به دولت واشنگتن فروخته شد که پس از کسر بدهی، فرانسه 11 میلیون و 250 هزار دلار دریافت کرد و یکشبه وسعت ایالات متحده بیش از دو برابر شد که بعدا فلوریدا را از اسپانیا و الاسکا را از روسیه خریداری کرد و با یک رشته جنگ، مکزیک را از غرب و جنوب خود بیرون راند. پس از تحویل متصرفات فرانسه به دولت واشنگتن، این دولت برای راضی نگهداشتن فرانسویان ساکن نیوارلئان، نام لوئیزیانا را بر مناطق اطراف آن بندر بزرگ گذارد که یکی از ایالات آمریکاست.
14 آوريل 1914 (25 فروردين 1293 خورشيدي) در تهران اعلام شد كه دولت در صدد استقراض يكصد هزار ليره از بانك انگلستان با بهره متعارف است تا در تاريخ معين (سي ام تيرماه) كه سلطان احمد شاه به سن قانوني خواهد رسيد، مراسم تاجگذاري رسمي وي را برگزار كند!!.
سلطان احمد شاه تا سال 1304 سلطنت کرد و پس ازحذف قاجارها از سلطنت، در پاريس درگذشت.
سید حسن نصر الله جنگ رواني را با مهارت زيادي عليه اسرائيل اداره مي كند و علاوه بر اين از تمام محاسن و ویژگی های يك رهبر برخوردار است، او يك هنرمند تمام عیار در زمينه جنگ رواني است و در سخنراني هايي تلويزيوني اش مخاطبان به ويژه مخاطبين اسرائيلي را می تواند به راحتی قانع مي كند.
ادامه مطلب...